سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
436
تاريخ ايران ( فارسى )
را برعليه افغان ادامه دهد . بعدا او به بوشهر برگشت و در آنجا كاپيتان ملكم را كه اخيرا براى اولين ميسيون مشهور قابل تذكار خود در آنجا پياده شده بود ملاقات كرد . تهديد هندوستان توسط فرانسه اخلاق وهمى و غريب و عجيب ناپلئون بناپارت باعث شد كه ايران در مدار سياست اروپائى واقع شود . يكى از نقشههاى بعيد و دوردست ناپلئون آن بود كه شاه ايران را بمنزلهء آلت دست در سياستهاى جهانى خود خصوصا براى هجوم بهندوستان به كار برد . در اين موقع نيز افكار حكمرانان بريتانيائى از آن سرزمين از ترس چنين حملهاى دچار خوف و هراس شده بود . براى ما كه نقشههاى بزرگ را مطالعه كرده و بر خشگى و بيحاصلى ايران و افغانستان آشنا هستيم اجراى چنين نقشهاى را غير عملى خواهيم يافت ، ولى در سال 1800 هم ناپلئون و هم پل « 1 » امپراطور روسيه جدا اين نقشه را طرح كرده و مشكلاتى را كه با آن مواجه ميشدند در مدنظر نياوردند . فى الواقع در سال 1801 پل به قزاقهاى دن « 2 » فرمان حركت بسوى هندوستان را صادر نمود . اين لشكركشى بدون تهيهء آذوقه و مهمات و بعلاوه بدون كشيدن نقشه بود . بنابراين بمحض فوت تزار در نزديكى ولگا متوقف گرديد . اگر هم تصميم بانجام اين نقشه ميگرفتند با يك وضع فلاكتبارى خاتمه مىيافت ، چه علاوه بر كمبود آذوقه و مهمات و ناخوشى در تمام راه ارتباط كه از فرانسه و ولگا تا هندوستان ادامه داشت مورد حملات طوائف و قبايل سر راه قرار ميگرفتند . ممكن است بگوئيم كه سياستمداران ما در هندوستان ميبايست ملتفت اين حقايق و نكات شده باشند ، ولى بايد در نظر داشت كه حركت بسوى هندوستان واقعا توسط روسيه شروع شده و تنها بواسطهء قتل تزار نقشهء مزبور واژگون گرديد . علاوه بر اين نبوغ ناپلئون بقدرى خيرهكننده بود كه نميشد باور كرد كه نقشهاى باشد كه او نتواند بانجام آن موفق آيد و بالنتيجه حس تناسب و تطبيق بطور كلى از بين رفته بود . بعلاوه موقعيت بريتانيا در هندوستان چندان قوى نبود و ظهور نيروهاى فرانسه و روس در ايران
--> ( 1 ) - Paul ( 2 ) - Don